عقائد فراماسونری
با این حال بخشی از عقاید ماسون ها که کاملاً اثبات شده اند، عبارتند از:
* ادعای روشنی بخش (Giver of light) بودن شیطان (Lucifer)
* بزرگداشت شیطان و نمادهای شیطانی (Satanism)
* اعتقاد به اینکه زن و مرد اولیه، که مقام نیمه خدایی دارند، خالق نسل کره ی زمین هستند نه خداوند یکتا.
* بزرگداشت الهه های ملل باستان، مانند ایزس، لات و ... و احترام به عقاید جاهلی ملل باستان (Paganism).
* اعتقاد قوی به آداب و رسوم مصر باستان که این مطلب کفرآمیز و شرک آمیز بودن عقاید آنها را توأماً نشان می دهد.
* اعتقاد فراوان به اومانیسم.
* اعتقاد فراوان به ماتریالیسم (ماده گرایی) و عدم اعتقاد به روح و مسایل فرامادی.
* اعتقاد راسخ به سلیمان (Solomon) نه به عنوان نبی بلکه به عنوان پادشاه، جادوگر و ماسون اعظم. نکته ی جالب این که اکثر یهودیان نیز چنین اعتقادی دارند. آیه ی 102 سوره ی بقره نیز اشاره به همین مطلب دارد.
« خداوند نیز در آیه ی 102 سوره ی بقره درباره ی بنی اسراییل می فرماید:
وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْكِ سُلَیْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَـكِنَّ الشَّیْاطِینَ كَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ....... و پیروی كردند از سخنانی كه شیاطین در قلمرو سلیمان می خواندند وهرگز سلیمان به خدا كافر نگشت ولیكن شیاطین كافر شدند و سحر به مردم می آموختند ......»
كتاب تفسیر نمونه درباره ی آیه ی 102 سوره ی بقره می نویسد:
از احـادیـث چـنـیـن بـر مـى آید كه در زمان سلیمان پیامبر، گروهى در كشور او به عمل سحر و جـادوگـرى پرداختند, سلیمان دستور داد تمام نوشته ها و اوراق آنها را جمع آورى كرده، در محل مخصوصى نگهدارى كنند.
پـس از وفات سلیمان، گروهى آنها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر كردند؛ بعضى از این موقعیت استفاده كرده و گفتند: سلیمان اصلاً پیامبر نبود، گروهى از بنى اسرائیل هم از آنها تبعیت كردند و سخت به جادوگرى دل بستند، تا آنجا كه دست از تورات نیز برداشتند.
هـنـگـامى كه پیامبراسلام (ص ) ظهور كرد و ضمن آیات قرآن اعلام نمود سلیمان از پیامبران خدا بوده است، بعضى از احبار و علماى یهود گفتند: از محمد تعجب نمى كنید كه مى گوید سلیمان پیامبر است؟
این گفتار یهود، علاوه بر این كه تهمت و افتراى بزرگى نسبت به این پیامبر الهى محسوب مى شد، لازمه اش تكفیر سلیمان (ع ) بود.
به هر حال این آیه فصل دیگرى از زشتكاریهاى یهود را معرفى مى كند كه پیامبر بزرگ خدا، سلیمان را به سحر و جادوگرى متهم ساختند، مى گوید: « آنها از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مـى خواندند، پیروى كردند : واتبعوا ما تتلوا الشیاطین على ملك سلیـمان ». سپس قرآن به دنبال این سخن اضافه مى كند: « سلیمان هرگز كافر نشد : و ماكفر سلیـمان ». او هـرگـز بـه سحر توسل نجست ، و از جادوگرى براى پیشبرد اهداف خود استفاده نكرد، « ولى شیاطین كافر شدند، و به مردم تعلیم سحر دادند : ولكن الشیاطین كفروا یعلمون الناس السحر ».
* علاقه ی افراطی به علوم طبیعی. تعداد زیادی از برندگان جوایز نوبل و دانشمندان علوم طبیعی، ماسون بوده اند. مانند: الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین، و ادوارد جنر کاشف واکسن آبله. در این میان به نظر می رسد که علاقه و توجه افراطی ماسون ها به علم، برای پر کردن خلاء ناشی از کنار گذاشتن معنویت انجام می گیرد. البته لازم به ذکر است که در دین اسلام هم تأکید زیادی بر فراگیری علم و دانش شده است، اما از مسلمانان خواسته شده تا به صورت معتدل (نه افراط، نه تفریط) به علم بپردازند و از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به خدا استفاده نمایند. بنابراین در اسلام، علم هدف نیست بلکه یک وسیله است، اما در فراماسونری علم خود یک هدف است.
* اعتقاد به قدرت برتر در ماسون صاحب درجه 33. گروه های ماسونی 33 مرتبه و 33 درجه دارند. شخصی که به درجه ی 33 می رسد ، قدرت زیادی داشته و ماسون اعظم نامیده می شود. این شخص بالاترین مقام لژ را در اختیار دارد.
* اعتقاد به ساخت معبد سلیمان به عنوان پایتخت عقیدتی در بیت المقدس (Jerusalem) قبل از ظهور ضد مسیح (Antichrist) یا فرعون جدید (New Pharaoh) که منجی شیطانی ماسونهاست.
* اعتقاد به ظهور ضد مسیح (Artichrist = دجال) یا فرعون جدید (New Pharaoh) در ابتدای (دهه ی اول) قرن 21 و شروع حکومت جهانی شیطانی توسط او.
(البته ممکن است که Antichrist مورد نظر خود ماسون ها، لزوماً شخص خاصی نباشد؛ بلکه ممکن است Antichrist مورد نظر ماسون ها، خود تشکیلات فراماسونری باشد.)
در هر حال جا دارد که در این قسمت به این نکته اشاره کنیم که گروه هایی مانند فراماسونر ها و شیطان پرستان، از شیطان پرستی به عنوان یک نماد برای مبارزه با ادیان استفاده می کنند . اعضای این گروه ها در واقع هیچ اعتقاد قلبی به مسایل فرازمینی مانند خدا، فرشتگان، شیطان و ... ندارند و معتقدند که تنها ماده وجود خارجی دارد. (اعتقاد به ماتریالیسم) اعضای این گروه ها برای نشان دادن دشمنی خود با مذاهب، از نماد (Baphomet) که مربوط به شیطان پرستان باستان است، استفاده نموده و از آن برای نشان دادن بی اعتقادی خود به عالم آخرت بهره می جویند.
منبع : وعده صادق
فراماسونری چیست ؟
مبارزه با روح یهودیگری
ما روی گوشت و پوست و استخوان بحث نمیکنیم ، سخت افزاری گفتگو نمیکنیم ، گرچه در سخت افزار هم گفتنی ها فراوان است .
آنهایی که پیش از این متذکر خطر یهود شدند از آنجاییکه عمده ی نگاهشان را به یهود جسمانی و یهودیت خاص معطوف نمودند و از بیماری ای که یهود تولید کننده ی آن است و غیر یهود را در بیشتر موارد ناخودآگاه در دام خود قرار میدهد ، غفلت ورزیده اند ، سرانجام بواسطه ی سرایت بیماری ، مردمانشان را یهودی یافته اند .
سخنان Benjamin Franklin بنیامین فرانکلین یک سال پیش از فوتش ، به سال 1789 در زمانیکه قانون اساسی ایالات متحده آمریکا تصویب میشد ، اگر بپذیریم که القائی یهودی درکار نیست و از سر صدق و درستی بیان شده است ، باید قبول کنیم که فهم او از یهود و از خطر یهود فراتر از یهود جسمانی و سخت افزاری نرفته است . میگوید :
یک خطر هولناک ایالات متحده را تهدید میکند و آن خطر یهود است . آقایان ، یهودیان در هر نقطه ای از جهان که گام نهاده اند ، اخلاق را نابود ساخته و بنیاد اقتصاد آن جا را تباه کرده اند . آنها همواره در عزلت به سر میبرند و با دیگران اختلاط و همزیستی ندارند . ... اگر به موجب قانون ایالات متحده ، امروز ایشان از این کشور اخراج نشوند ، به یقین سیل پر خروش مهاجرت این جماعت به آمریکا ، باعث میشود طی یک صد سال آینده بر ما مسلط شده و بر ما حکومت کنند . ... آقایان ، من هشدار میدهم ، اگر این طائفه را امروز از بلاد خود نرانید ، به زودی ، در حالی که در گورها خفته اید ، فرزندان و نوادگانتان ، شما را نفرین خواهند کرد .
از بیانات استادم علی خلیل اسماعیل
http://atm.parsiblog.com
کابالا چیست ؟
ساختار کابالا درست مانند نظام کاهنان مصر، سری و درونی بود و اساس آن را جادوگری تشکیل میداد. جالب توجه است که توضیح کابالا درباره آفرینش با آنچه در تورات موجود است، کاملاً متفاوت میباشد و تفسیری مادیگرا و مبتنی بر عقاید مصر باستان بوده و به وجود ابدی ماده عقیده دارد. «مورات ازجن» فراماسون ترک در این باره میگوید :
"پیداست که کابالا سالها قبل از تورات به وجود آمد. مهمترین بخش تورات نظریهای درباره پیدایش جهان است. این تئوری با داستان آفرینش مذاهب توحیدی بسیار متفاوت میباشد. بر اساس کابالا در آغاز آفرینش چیزهایی به نام «سفیراث» و به معنای «دایره» یا «مدار» با ویژگیهای مادی و غیرمادی به وجود آمدند. تعداد آنها 20 تا بود. ده تای اول نمایانگر منظومه شمسی بودند و بقیه نمایانگر انبوه ستارگان فضا این مشخصه کابالا نشان میدهد که به اصول اعتقادی نجومی مربوط است… . بنابراین کابالا از مذهب یهود بسیار فاصله دارد و بیشتر با مذاهب مرموز و کهن شرق مرتبط است."
یهودیان با پذیرش عقایدی سری و مادیگرای مربوط به مصر باستان که بر جادوگری استوار بودند، از احکام تورات چشمپوشی نمودند. ایشان شعائر و آداب سحرآمیز دیگر بتپرستان را پذیرا شدند و در نتیجه کابالا به تعالیمی پنهانی در یهودیت مبدل شد، اما با تورات مغایر بود. «نستا، اچ، وبستر» نویسنده انگلیسی کتاب "جوامع مخفی و جنبشهای ویرانگر" مینویسد:
|
پژوهشی درباره شناخت عرفان های کاذب غرب/بخش دوم
از جادوگران مصر باستان تا کاهنان قبالا
خبرنامه دانشجویان ایران: متن زیر پژوهشی در مورد شناخت کابالا و سابقه تاریخی
آن است و توسط وبلاگ "ضد کابالا " به آدرس antifbi.parsiblog.com که با هدف رصد
اعمال فراماسون ها،بیلدربرگ و ایلومیناتی و ریشه آنها یعنی "کابالا" شروع به کار
کرده، جمع آوری شده است.
یهودیان با پذیرش عقایدی سری و مادیگرای مربوط به مصر باستان که بر جادوگری استوار بودند، از احکام تورات چشمپوشی نمودند. ایشان شعائر و آداب سحرآمیز دیگر بتپرستان را پذیرا شدند و در نتیجه کابالا به تعالیمی پنهانی در یهودیت مبدل شد، اما با تورات مغایر بود. «نستا، اچ، وبستر» نویسنده انگلیسی کتاب "جوامع مخفی و جنبشهای ویرانگر" مینویسد:
|
در قرآن آیهای وجود دارد که به این موضوع اشاره میکند. خداوند می فرماید:
" بنیاسرائیل تشریفات و آیینهای جادوگری و شیطانی را از منابعی خارج از مذهب خویش گرفتند."
یهود از کار و امداد جادوگری که شیاطین در عصر سلیمان برای مردم میخواندند و یاد میدادند پیروی میکردند
[و آنها را برای پیشبرد مقاصد خود به کار میگرفتند] سلیمان هرگز به سحر و کفر آلوده نشد، لیکن شیاطین کفر میورزیدند و مردم را سحر و جادوگری تعلیم میدادند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته بابل به نامهای «هاروت» و «ماروت» نازل شد، پیروی میکردند.
[آن دو فرشته از طریق باطل کردن سحر، ناچار شیوه کار ساحران را به مردم یاد میدادند.] و به هیچ کس چیزی یاد نمیدادند مگر اینکه قبلاً به او میگفتند: «ما وسیله آزمایش شما هستیم، کافر نشوید و از این تعلیمات استفاده ناصواب نکنید.» ولی مردم از آن دو فرشته چیزهایی از جادوگری می آموختند که میتوانستند میان زن و شوهر جدایی بیفکنند. آنها [علی رغم نصایح فرشتگان] همان درسهایی را میآموختند که به جای سود برای آنها ضرر داشت ولی جز به اذن و خواست خداوند نمیتوانستند به آدمها ضرری بزنند و آنها خود میدانستند که هر کس خریدار متاع جادو باشد در آخرت بهرهای از بهشت نصیب او نخواهد شد و بسیار بد بود بهایی که [آینده] خود را بدان میفروختند، اگر عقل خود را به کار میبستند.
این آیه اعلام میکند که برخی یهودیان، با آنکه میدانستند با کار خود در آخرت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، آداب جادوگری را آموختند و پذیرا شدند. بنابراین از قانون خداوند گمراه گشتند و با فروش روح خود به بتپرستی گرفتار شدند (عقاید جادویی) و به عبارت دیگر ایمان خود را رها کردند.
حقایق این آیه مهمترین خصوصیات یک جدال را در تاریخ یهود شرح میدهد. در این جدال از یک سو پیامبرانی که از سوی خدا برای یهودیان فرستاده شده بودند و پیروان آنان قرار داشتند و از سوی دیگر یهودیامغرض که برخلاف فرمان خداوند عمل کردند، به تقلید از فرهنگ شرکآمیز پرداختند و به جای پیروی از قانون خداوند از آداب فرهنگی آنان پیروی نمودند.
منبع : antifbi.parsiblog.com
صهیون
این عبارت به جنبشی سیاسی نسبت داده میشود که هدف نهایی و اصلی آن، احیای «حکومت داوود و سلیمان» در همان مرزهایی است که در کتاب «تورات» به یهودیان وعده داده شده است، یعنی محدودة میان رود "نیل" در مصر تا رود "فرات" در عراق. پایتخت این دولت هم الزاماً باید همان پایتخت «حکومت داوود و سلیمان» باشد یعنی شهر «بیتالمقدس» (یا به قول مسیحیان و یهودیان، «اورشلیم»). محدودهای که ذکر شد، در میان یهودیان (اعم ازاین که گرایش صهیونیستی داشته باشند یا غیرصهیونیست باشند) به عنوان «سرزمین موعود» شناخته میشود.
در "تورات"، حضرت «ابراهیم» (علی نبینا و آله و علیهالسلام)، از طرف خداوند این وعده را دریافت میکند که اراضی مشتمل بر «نیل تا فرات» به فرزندان او بخشیده میشود و "یهودیان" خود را تنها وارثان و فرزندان حضرت ابراهیم میدانند (و این در حالی است که در همان کتاب "تورات"، اسماعیل یعنی پدر اعراب کنونی هم، از فرزندان ابراهیم است).
برگرفته از موعود
برچسب ها:
صهیون ،
خصائص الیهود 5
یهود و پیمان شکنی (نقض میثاق)
اهمیت میثاق :
میثاق به معنای پیمان محکم است . یعنی عهد بسیار
مهمی که از شخص با تأکید ، انجامش خواسته شود . کسی که به هیچ عهدی پایبند نباشد،
دین را هم بر نمی تابد (لا دین لمن لا عهد له ) . قرآن در وصف فاسقین می گوید : الَّذِینَ
یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِه 27-بقره). فاسقین کسانی هستند که
پیمان های محکم را میشکند . فاسق کسی است که در چارچوب بندگی نمی ماند و سرپیچی از
امر میکند .
در واقع فسق شروع سقوط انسان است . به انسان
راه و چاه نشان داده شود ولی برنتابد و خود را در چاه بیفکند.
بنی اسرائیل و نقض میثاق :
قوم ستمدیده و رنج کشیده بنی اسرائیل با تلاش
دو پیامبر خدا ، موسی وهارون از چنگال ظلم و استثمار فرعون نجات پیدا می کنند تا
آزادانه به روش صحیح وحیانی زندگی کنند . یعنی دستورات خداوند به موسی که برای عمل
به آنها از بنی اسرائیل " میثاق " گرفته میشود 1-.لا تَعْبُدُونَ إِلَّا
اللَه اولین دستور عبودیت است یعنی فقط از او اطاعت کردن 2- بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا : احسان به والدین که لغت احسان جامع ترین لغت
برای رساندن هر گونه خیر به آنها میباشد 3-
ذِی الْقـرْبى وَ الْیَتامى والمساکین :
وتعهدات دیگر اجتماعی که خیر رسانی به خویشاوندان و یتیمان ومساکین میباشد .4-وَ
قُولُوا لِلنَّاسِ حُسناً: و به مردم سخن نیك گویید 5-وَ أَقِیمُوا الصَّلاة 6- آتوا
الزَّكاة
این یکی از میثاق های بنی اسرائیل است اما بلا
فاصله آیه شریفه میفرماید : آنگاه جز تعدادى اندك از شما با حالت اعراض به آن پشت
كردید.( ثم تَوَلَیْتمْ إِلا قَلِیلا مِنكُمْ وَ أَنتم مُعرضُون)
میثاق دومی که قرآن از آن یاد می کند این بود
که بنی اسرائیل خون یکدیگر نریزند ویکدیگررا تبعید به غیربلد خویش نکنند (وَ إِذْ
أَخَذْنا مِیثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ
مِنْ دِیارِكُم -بقره -84) و بنی اسرائیل هم پذیرفتند وپیمان بستند . (ثم
أَقرَرتمْ وَ أَنتُمْ تَشْهَدُون)
اما بازهم به پیمان شکنی دست زدند و از کشتن یکدیگر
ابا نداشتند ویکدیگر از سرزمین خویش بیرون میراندند ولی اگر آن آواره بدبخت دست
دشمنان می افتاد ، حس نژادپرستی شان گل می کرد و با پرداخت عوض نقدی آزادش میکردند
. ثمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقتلونَ أَنفسَكُمْ وَ تخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْكُمْ
مِنْ دِیارِهِمْ).
" و در انجام این گناه و تجاوز به یكدیگر
كمك مىكنید" (تَظاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالإِثمِ وَ الْعُدْوانِ).
اینها همه بر ضد پیمانى بود كه با خدا بسته بودید.
" ولى در این میان هنگامى كه بعضى از آنها
به صورت اسیران نزد شما بیایند فدیه مىدهید و آنها را آزاد مىسازید" (وَ
إِنْ یَأْتُوكُمْ أُسارى تُفادُوهُمْ)
" در حالى كه بیرون ساختن آنها از خانه و
كاشانهشان از آغاز بر شما حرام بود" (وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْكُمْ
إِخْراجُهُمْ). (أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ).
" جزاى كسى از شما كه چنین تبعیضى را در
مورد احكام الهى روا دارد چیزى جز رسوایى در زندگى این دنیا نخواهد بود" (فَما
جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلا خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا)
" و در روز رستاخیز به اشد عذاب باز مىگردند"
(وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ)." و خداوند از
اعمال شما غافل نیست" (وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ).85 – بقره
این بعض نگری وانتخاب گزینشی احکام پروردگار ،
ثمره همان خودپرستی ومنفعت محوری یهود است که در حیطه های فردی اگر منافعش به خطربیفتد
از کشتن یهودی دیگر ابایی ندارد و اگر در قوم و قبیله باشد ، یهودی قبیله دیگر را
آواره و بی خانمان ِکند و اگر در حد نژاد یهود باشد از برای خدمت به یهود از هیچ
جنایتی فرو گذار نمی کند وبه شکل نژاد پرستی تلمودی نمود پیدا می کند .آنها كسانى
هستند كه زندگى دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت خریدارى كردند" (أُولئِكَ
الذِینَ اشْتَرَوُا الحَیاةَ الدنیا بِالآخِرَةِ).
و به همین دلیل" عذاب آنها تخفیف داده نمىشود
و كسى آنها را یارى نخواهد كرد" (فَلا یُخَفَّفُ عَنهُمُ الْعَذابُ وَ لا
هُمْ یُنصَرُون -بقره-86)
به میزان درک انسان از دین ، مسئولیت او سنگین
تر می شود. درک شهودی از مفاهیمی که در قرآن از آن تعببیر به غیب شده است ، بار بسیار
سنگینی است . بنی اسرائیل از زمان آمدن موسی یکسره معجزه های مختلف را دیده اند و
آن معجزه ها ، هرکدامش برای عده بسیاری از انسان های حق طلب کافی و وافی بود تا
مستحکم شوند و رزق شهودی آنها تا آخر عمر شود. خلاصه اینکه وقتی از بنی اسرائیل
صحبت می کنیم ، صحبت عده ای مردم ستمدیده و محروم که پیامبر خدا را با آغوش باز پذیرفتند
و با شور و شوق عجیبی تعلیمات موسی را آموختند و شبانه از چنگال ظلم فرعون گریختند
. اما آن شور انقلابی چه شد ؟ چگونه بنی اسرائیل در سراشیبی سقوط و انحطاط فکری ،
عقیدتی ، اخلاقی افتادند ؟ شروع آن با جدی
نگرفتن دستورات و نقض میثاق بود.
و بعد هم به مجازات الهی دچار شدند و خداوند
ابزارهایی که با آن حق را در میافتند از آن ها سلب نمود و از وزیدن هر گونه نسیم
رحمتی از ناحیه خویش آن ها را دور ساخت .
فَبما نقضِهِمْ مِیثاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَ
جَعَلنا قلُوبَهُمْ قاسِیَةً پس به خاطر
پیمانشكنىشان، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم( 15-
مائده)
و این آغازی تلخ برای بنی اسرائیل بود که از
آنها انسانهای شروری ساخت که هر چه پیامبران الهی دیگر در طول سالها و قرن ها برای
اصلاح این امت آمدند ، یا به تکذیب آنها انجامید یا به قتل آن ها و استثنای "الا
قلیلا" چیزی از جرم سنگین عمومی بنی اسرائیل کم نمی کند. لَقَدْ أَخَذنا مِیثاقَ
بَنِی إِسْرائِیلَ وَ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمْ رُسُلا كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما
لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً كَذبوا وَ فَریقا یَقتلُون
به تحقیق ما از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانى
به سوى آنها فرستادیم، [اما] هرگاه پیامبرى تعلیماتى براى آنها آورد كه دلخواهشان
نبود، گروهى را دروغگو شمردند و گروهى را كشتند.(70-مائده)
در عصر پیامبر (ص) پیمان شکنی یهود به صورت ضرب المثلی درآمده بود . در نهج البلاغه آمده است که حضرت امیر (ع) در باره مروان فرمود :نیازی به بیعت او ندارم .دست او دست یهودی است ؛ اگر با دست اش بیعت کند ، از پشت سر خیانت میکند . ( لا حاجة لی فی بیعته انها کف یهودیّة لو بایعنی بکفه لغدر بسبـّته – نهج البلاغه خطبه 73 )
تلمود نماد عقلانیت؟؟!!
تلمود :
تلمود به معنای تعلیم است و عبارت است از مجموعه مدون شریعت شفاهی موسی که
ساخته پرداخته خاخام های یهود است .
میتوان گفت روح یهودیگری برخاسته از تلمود است . زیرا روش و سبک یهودیگری را
آموزش میدهد. نوع نگاه سخیف یک یهودی به انسان ها و دنیای اطرافش برخاسته از
تعالیم همین کتاب است . وقتی یک سربازیهودی با کمال خونسردی گلوله را در قلب کودک
فلسطینی شلیک میکند ، روحیه تلمودی در او زنده است . وقتی یهودی در هر جای دنیا ،
به فساد مالی و ربا خواری و کلاهبردای مشغول است و کوچکترین احساس نارحتی هم
نمیکند به لطف تعالیم تلمود است .
یهود این کتاب را از دسترس دیگران دور نگه داشته است تا چهره واقعی خود را با
حرف های زیبا و یا مظلوم نمایی های هولوکاست گونه اش و ... بپوشاند . فقط بخش هایی
از این کتاب مفصل را مسلمانان مطالعه کرده اند
نمونه هائی از مضامین این کتاب یاد می شود:
-
ممنوعیت دزدی کردن مربوط به یهودی است و دزدی از
یهودی اشکال ندارد.
-
املاک مسیححیان مانند شن های دریا بی صاحب است و
اولین یهودی که آنها را تصرف کند ، مالک حقیقی آن است .
-
تعایم تلمودی بر تعالیم تورات برتری دارد .
-
یهودیان جزئی از خداوند هستند لذا یهودیان از بقیه
برتر اند . ونطفه غیر یهودی نطفه ای حیوانی است .
-
روح یهودی پس از مرگش به پیکر دیگر منتقل می شود .
-
بت پرستان و مسیحیان و مسلمانان ، همگی دشمن خدا
هستند.
-
کلاه گذاشتن و ربا خواری با یهودیان جرم است اما
برای غیر یهود اشکالی ندارد.
-
نسل ملت های غیریهود از حیوانات است ولی یهود
فرزندان خجسته عالم هستند .
-
نهی از کشتن انسان ها مربوط به یهودیان است و هرکس
تعالیم یهود را انکار می کند ، باید کشته شود .
-
زنان غیر یهود را میتوان تجاوز کرد ولی به زن یهودی
نباید حتی طمع ورزیده شود.
-
بر یهود لازم است، كه املاك دیگران را خریدارى كند
تا آنها صاحب ملك نباشند و همیشه سلطه اقتصادى براى یهود باشد.
-
پیش از آن كه یهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست
آورند لازم است جنگ جهانى برپا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدّت هفت سال یهود،
اسلحه هاى جنگ را خواهد سوزانید و
دندانهاى دشمنان بنى اسرائیل به مقدار بیست و دو ذرع كه تقریبا هزار و سیصد و بیست
برابر دندانهاى عادى میشود! از دهانشان بیرون خواهد شد.
-
براى یهودى مانعى ندارد تسلیم امیال و شهوات خویش
شود.
برگرفته از:
کتاب پروتکل های دانشوران صهیون
سایت موعود
ثروت اندوزی یهود
این گزارش که تحت عنوان "سرقت بیسابقه یهودیها از اقتصاد آمریکا" در سایت تابناک منتشر شده، تا زمان نگارش مقاله، 12760 خواننده داشته است که شاید برای خیلی از آنان این سئوال به وجود آید که چرا یهودیان به آمریکا، کشوری که خود آن را به وجود آورده و به آن رونق بخشیدند تا از نظر قدرت اقتصادی در جهان پادشاهی کند رحم ننموده و حال که این پادشاه بیمار شده به جای مداوای آن در حال فرار از آن هستند، چرا که حتی حاضر نیستند هزینه این بیمار را خود پرداخت کنند.
و سئوال دیگر که به ذهن خطور می کند، عدم احساس غیرت، عصبیت و اصالت در مرام و مسلک یهود است. چرا که اجداد آنان قرن ها در ایالات متحده زیسته اند و از آن ارتزاق کرده اند و کمترین کار آنها در بحران اقتصادی، ماندن و احساس هم دردی با سایر مردم آمریکا بود؟
به نظر می رسد پاسخ این سئوال را باید در ایدئولوژی و جهان بینی اعتقادی یهود جستجو نمود که مهم ترین منبع آن نیز در تورات مقدس یهودیان یافت می شود. چرا که اتباع یهودی بیش از هر قانونی به قواعد تورات پایبند هستند که راه ثروت اندوزی را به آنان آموزش می دهد.
ماه ها پیش در مقاله "نقش یهودیان در بحران مالی دنیا" که در تابناک و چند سایت دیگر منتشر شد آوردم که:
... "بیش از نیمی از جوابدهندگان در نظرسنجی موسسه آمریکایی یهودی ADL ، بر این باورند كه یهودیهای كشورشان، بیشتر از كشور خودشان به اسرائیل وفادارند."
و از قول سومبارت هم نوشتم که او علت این نوع رفتارهای اقتصادی یهودیان را در نوع جهان بینیِ اعتقادی آنان كه برگرفته از ایدئولوژی توراتی و تلمود است، دانسته و مینویسد:
«مسیحیِ مومنی كه به اخذ ربا عادت كرده، در بستر مرگ میكوشد تا این بهرههای گناهآلود را از خود دور كند تا بتواند به آرامش روحی دست یابد. اما یهودیِ مومن چه حالی دارد؟ او در بستر مرگ، به صندوقچههای مملو از این بهرهها مینگرد كه از مسیحیان یا مسلمانانِ نیازمند اخذ كرده است و از مشاهده آنها دلشاد و دلگرم میشود. چون هر سكهای كه به دست آورده، مطابق فرامین و احكامی است كه به او گفته شده و در واقع قدمی است كه او در راه خدای خود برداشته است.»
باز می گردیم به تورات و علت اقدام یهودیان در سرقت بی سابقه از اقتصاد این کشور را در تورات جستجو می کنیم. در این کتاب می خوانیم که موسی(ع) از قول خداوند به بنی اسرائیل میگوید، "قبل از فرار از مصر باید اموال قیمتی همسایگانتان را بگیرد و با خود خارج نمائید."
اجازه دهید آیات را آنگونه که هست ارائه کنیم. در سفر خروج، موسی(ع) به قوم می فرمایند: "... و هنگامی كه میروید چنین خواهد شد كه دست خالی نخواهید رفت. هر زنی از همسایهاش و از خانم ساكن خانهی خود ظروف نقره و ظروف طلا و لباسهایی درخواست نموده، بر پسران و بر دختران خود خواهید پوشانید و مصر را خالی خواهید كرد."
جالب آنکه در ذیل همین آیه و در كتاب تورات، این توضیح جالب و خواندنی را مترجم یهودی ارائه نموده است تا غارت مصر توسط هم کیشان خود را توجیه کند: «ادونای(خداوند) دستور داد این ظروف نقره، طلا و لباسها را مخصوصاً از همسایگان بگیرند. چون اموال غیر منقول و غیر قابل حمل بنیاسرائیل در آنجا باقی میماند و همسایهها آنها را متصرف میشدند».!!
بنی اسرائیل به فرمان خداوندشان گوش فرا داد و با غارت طلا و جواهرات مردم مغموم مصر، شبانه از آنجا فرار کرد تا پس از گذشتن از دریا و رهایی از فرعون، اسیرگوساله سامری شود.! گوساله ای که ساخت آن با طلا و جواهرات مردم مصر بود و سرآغاز تباهی و انحراف بنی اسرائیل.
از آن روز تا به امروز، قوم یهود این فرامین را آویزه گوش خود قرار داده و همیشه ثروت خود را در قالب اموال منقول و ترجیحا طلا، جواهر و نقدیندگی در کنار خود دارد و آن هنگام که شوفار(شیپور مذهبی یهود) نواخته شود، فرار را بر قرار ترجیح داده و در جایی دیگر سکنی می گزیند تا با سرمایه خود مجددا نبض اقتصادی محل اقامت جدید را در اختیار بگیرد. به نظر می رسد حال معنای یهودی آواره را بهتر می فهمیم که چگونه ثروت خود را به دست می آورد.!!
منبع: تابناک
هارپ
حاکمان اسرائیل از یهودیان مذهبی متنفرند !!؟؟
به گزارش ایرنا، خاخام "سمی فرانکلین" گفت: اسرائیلی ها همان رفتاری را با یهودیان مذهبی انجام می دهند که با مسلمانان انجام می دهند.
وی اظهارداشت: پیروان ادیان مشکلی با هم ندارند و ما همین الان نیز شاهد هستیم که یهودیان در سراسر جهان در کنار مسلمانان و یا مسیحیان در صلح زندگی می کنند.
خاخام فرانکلین گفت: بنیانگذاران صهیونیسم فعالیت های خود را حدودا از 100 سال پیش آغاز کردند و از آن زمان به بعد یهودیان غیر مذهبی یا همان صهیونیست ها جنگ و دعوا با دیگر همسایگان خود که همان اعراب می باشند و یا حتی با یهودیان مذهبی را شروع کردند.
این خاخام مخالف سیاست های صهیونیست های حاکم بر اسرائیل ، افزود: در گذشته یهودیان و مسلمانان همراه با صلح و آرامش با یکدیگر در بیت المقدس زندگی می کردند و هیچ مشکلی هم نبود.
وی درمورد ایده ایجاد دو کشور فلسطین و اسرائیل گفت که این ایده ، ایده ای است که از 60 سال پیش در سازمان ملل پیگیری می شود و نتیجه ای هم نداده است و من معتقدم که اعراب و یهودیان یا کلا هر کسی باید آزاد باشد در هر مکانی که می خواهد زندگی کند.
خاخام فرانکلین اظهارداشت: هم مسلمانان و هم یهودیان و هم مسیحیان می خواهند در سرزمین مقدس و در صلح زندگی کنند اما مشکل اینجاست که سیاستمداران مساله را آنقدر پیچیده کرده اند که نمی توان در هر جایی که مایل بود، زندگی کرد.
منبع : ماهنامه موعود
دقت و تأمل :
چند سؤال :
هدف از بد گوئی یک خاخام یهودی از رژیم صهیونیستی چیست؟؟
آیا میتوان ژست مظلومانه یک یهودی جریان ساز را باور کرد ، در حالیکه از یهود
با همین مظلوم نمایی ، در طول تاریخ جنایت های بیشماری را انجام داده اند؟؟
آیا این یهودی نمیخواهد با فرافکنی و بد گویی از رژیم منفور اسرائیل سرپوشی بر
جنایات یهود در کشورهای دیگر بگذارد؟؟ آنان که جریان فتنه گریهای مرموز و جریان
های فکری و فرهنگی در جهت ایجاد جنگ و جهل فساد را در سراسر دنیا به صورت سازمان
دهی شده ، رهبری میکنند .
آیا جنایت های اسرائیل مخفی بوده که یک خاخام بخواهد آن را روشن کند؟؟
مخاطبان فهیم که با ماهیت عملکرد خائنانه یهود آشنایی دارند ، میدانند که بحث
اسرائیل و رژیم صهیونیستی قسمت آشکار شده ی چهره یهود است و دیگر سران سازمان
جهانی یهود ، از این فرصت استفاده میکنند وبا نوعی خود زنی ، جار وجنجال راه
انداخته و اذهان را از نمایان شدن قسمت پنهان چهره خویش منحرف می سازند.
نقطه ثقل و کانون بحث یهودشناسی که توسط این وبلاگ دنبال میشود ، رابطه یهود
با صهیونیزم است که بسا اهل تحقیق هم گاهی دچار لغزش در شناسایی این قوم هفت خط و فریبکار شده اند!
تبلیغات

